مسیر دل
» باران باش و ببار و مپرس کاسه های خالی ازآن کیست «
درباره وبلاگ


بنگر ز جهان چه طرف بربستم ،هیـــــــچ
وز حاصل عمر چیست در دستم ،هیــــچ
شمع طربم ولی چو بنشستم ،هیــــــــچ
من جام جمم ولی چو بشکستم، هیـــچ

مدیر وبلاگ : علی10
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 25 مهر 1391 :: نویسنده : علی10




نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها :

یکشنبه 23 مهر 1391 :: نویسنده : علی10

 

چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین

کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین

از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز

در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین...





نوع مطلب : حدیث عشق، 
برچسب ها :

شنبه 15 مهر 1391 :: نویسنده : علی10

در تمام رنج هایی که میـــکشـــم ،

 صبـــــرم اوج احتــــــرام به خداســــــت.





نوع مطلب : حدیث عشق، 
برچسب ها :

یکشنبه 9 مهر 1391 :: نویسنده : علی10

 

همه چیز دروغ است حتی حقیقت بودنمان ...

                    

 





نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها :

چهارشنبه 8 شهریور 1391 :: نویسنده : علی10

 

بودا به دهی سفر کرد .

زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.

بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه ی زن شد .

کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت :

«این زن، هرزه است به خانه ی او نروید»

بودا به کدخدا گفت :

«یکی از دستانت را به من بده»

کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .

آنگاه بودا گفت :

«حالا کف بزن» کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمی تواند با یک دست کف بزند»

بودا لبخندی زد و پاسخ داد :

هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند .

بنابراین مردان و پول هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته اند .

برو و به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش.





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :

شنبه 7 مرداد 1391 :: نویسنده : علی10

در خانه ی ما ز خوردنی چیزی یافت می نشود

ای روزه میا که خواهم خوردت!

 

 

هرچند که روزه است حاجی رمضان

تا خرخره می خورد حقوق دگران

یک ذره غبار اگر رود توی گلوش

زبطلان روزه می شود دل نگران!

.

.

.

چون ندارم چیزی بهر خوردنم

ماه روزه، روزه خواری می کنم

چون به پایان می رسد ماه صیام

از فراقش آه و زاری می کنم!

 





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

دوشنبه 26 تیر 1391 :: نویسنده : علی10

مرد، دوباره آمد همانجای قدیمی روی پله های بانک، توی فرو رفتگی دیوار یک جایی شبیه دل

 خودش،کارتن را انداخت روی زمین، دراز کشید، کفشهایش را گذاشت زیر سرش، کیسه را کشید

 روی تنش، دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش
خیابان ساکت بود، فکرش را برد آن دورها، کبریت های خاطرش را یکی یکی آتش زد.
در پس کورسوی نور شعله های نیمه جان ، خنده ها را میدید و صورت ها را. صورتها مات بود و

 خنده ها پررنگ ،هوا سرد بود، دستهایش سردتر، مچاله تر شد، باید زودتر خوابش میبرد
صدای گام هایی آمد و .. رفت، مرد با خودش فکر کرد، خوب است که کسی از حال دلش خبر ندارد، خنده ای تلخ ماسید روی لبهایش.
اگر کسی می فهمید او هم دلی دارد خیلی بد میشد، شاید مسخره اش می کردند، مرد غرور داشت هنوز، و عشق هم داشت، معشوقه هم داشت، فاطمه، دختری که آن روزهای دور به مرد می خندید، به روزی فکر کرد که از فاطمه خداحافظی کرده بود برای آمدن به شهر
گفته بود: بر میگردم با هم عروسی می کنیم فاطی، دست پر میام …فاطمه باز هم خندیده بود.
آمد شهر، سه ماه کارگری کرد، برایش خبر آوردند فاطمه خواستگار زیاد دارد، خواستگار شهری، خواستگار پولدار، تصویر فاطمه آمد توی ذهنش، فاطمه دیگر نمی خندید
آگهی روی دیوار را که دید تصمیمش را گرفت، رفت بیمارستان ، کلیه اش را داد و پولش را گرفت ، مثل فروختن یک دانه سیب بود…!!!
حساب کرد ، پولش بد نبود ، بس بود برای یک عروسی و یک شب شام و شروع یک کاسبی!!!
پیغام داد به فاطمه بگویند دارد برمیگردد
یک گردنبند بدلی هم خرید، پولش به اصلش نمی رسید، پولها را گذاشت توی بقچه، شب تا صبح

 خوابش نبرد.
صبح توی اتوبوس بود، کنارش یک مرد جوان نشست.
-
داداش سیگار داری؟
سیگاری نبود، جوان اخم کرد.
نیمه های راه خوابش برد، خواب میدید فاطمه می خندد، خودش می خندد، توی یک خانه یک اتاق

گرم و
چشم باز کرد ، کسی کنارش نبود ، بقچه پولش هم نبود ، سرش گیج رفت ، پاشد :
-
پولام .. پولاااام .
صدای مبهم دلسوزی می آمد ،
- بیچاره ،
- پولات چقد بود؟
-
حواست کجاست عمو؟
پیاده شد ، اشکش نمی آمد ، بغض خفه اش می کرد ، نشست کنار جاده ، از ته دل فریاد کشید،

جای بخیه های روی کمرش سوخت.
برگشت شهر، یک هفته از این کلانتری به آن پاسگاه، بیهوده و بی سرانجام ، کمرش شکست ،

 دل برید ، با خودش میگفت کاشکی دل هم فروشی بود.

- پاشو داداش ، پاشو اینجا که جای خواب نیس
چشمهاشو باز کرد ، صبح شده بود ، تنش خشک شده بود ،خودشو کشید کنار پله ها و کارتن رو

 جمع کرد.
در بانک باز شد ، حال پا شدن نداشت ، آدم ها می آمدند و می رفتند.
-
داداش آتیش داری؟
صدا آشنا بود، برگشت، خودش بود ، جوان توی اتوبوس ، وسط پیاده رو ایستاده بود ، چشم ها قلاب شد به هم ، فرصت فکر کردن نداشت ، با همه نیرویی که داشت خودشو پرتاب کرد به سمت جوان دزد.
-
آی دزد ، آیییییی دزد ، پولامو بده ، نامرد خدانشناس … آی مردم
جوان شناختش.
-
ولم کن مرتیکه گدا ، کدوم پولا ، ولم کن آشغال
پهلوی چپش داغ شد ، سوخت ، درست جای بخیه ها ، دوباره سوخت ، و دوباره …

افتاد روی زمین.
جوان دزد فرار کرد.
-
آییی یی یییییی
مردم تازه جمع شده بودند برای تماشا، دستش را دراز کرد به سمت جوان که دور و دور تر میشد ،
-
بگیریتش .. پو . ل .. ام
صدایش ضعیف بود ، صدای مبهم دلسوزی می آمد :
-
چاقو خورده
-
برین کنار .. دس بهش نزنین
-
گداس؟
-
چه خونی ازش میره
دستش را گذاشت جای خالیه کلیه اش ، دستش داغ شد
چاقوی خونی افتاده بود روی زمین ، سرش گیج رفت ، چشمهایش را بست و… بست .
نه تصویر فاطمه را دید نه صدای آدم ها را شنید ، همه جا تاریک بود… تاریک .

همه زندگی اش یک خبر شد توی روزنامه : یک کارتن خواب در اثر ضربات متعدد چاقو مرد . همین
هیچ آدمی از حال دل آدم دیگری خبر ندارد ، نه کسی فهمید مرد که بود، نه کسی فهمید فاطمه چه شد

 ؛مثل خط خطی روی کاغذ سیاه می ماند زندگی
بالاتر از سیاهی که رنگی نیست ، انگار تقدیرش همین بود که بیاید و کلیه اش را بفروشد به یک آدم دیگر ، شاید فاطمه هم مرده باشد ، شاید آن دنیا یک خانه یک اتاق گرم گیرشان بیاید و مثل آدم زندگی کنند ، کسی چه میداند ؟!
کسی چه رغبتی دارد که بداند ؟
زندگی با ندانستن ها شیرین تر می شود ، قصه آدم ها ، مثل لالایی نیست

قصه ی آدم ها قصیده ی غصه هاست!



 

 





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :

دوشنبه 19 تیر 1391 :: نویسنده : علی10
عکس



نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها :

www.aksha.ir  تصاویر زیبا ساز وبلاگ

www.aksha.ir  تصاویر زیبا ساز وبلاگ

همه جا بروم به بهانه تو !
همه جا  بروم  به  بهانه  تو 

که مگر  برسم در خانه  تو
همه جا دنبال تو می گردم 

که تویی درمان همه دردم



 یا ابا صالح مددی مولا



نشوم به جز از تو گدای کسی

بی ولای تو من نکشم نفسی

که  تو  لیلای  من  مجنونـــــی

 همه  هست  من  دلخونــــــی



 یا ابا صالح مددی مولا



 
اگرم   نبود  دل   لایق تو

 نظری که دلم شده عاشق تو

به خدا هستی همه هستم 

به تو دل بستم به تو دل بستم


یا ابا صالح مددی مولا



دل خود زده ام گره بر در تو

 چه شود که رسم بر محضر تو 

من نا قابل به تو دل بستم

نکشی  دامان خود  از  دستم


یا ابا صالح مددی مولا

www.aksha.ir تصاویر زببا ساز وبلاگ

www.aksha.ir تصاویر زیبا ساز وبلاگwww.aksha.ir تصاویر زیبا ساز وبلاگwww.aksha.ir تصاویر زیبا ساز وبلاگwww.aksha.ir تصاویر زیبا ساز وبلاگwww.aksha.ir تصاویر زیبا ساز وبلاگwww.aksha.ir تصاویر زیبا ساز وبلاگwww.aksha.ir تصاویر زیبا ساز وبلاگ





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

شنبه 10 تیر 1391 :: نویسنده : علی10

دوباره نگاهمان به هم گره خورد .

در دلم عشق فریاد میزد  ..

ولی !

هیچ کس صدای او را نمی شنید..

وقتی که دستان گرمش را گرفتم .

روح از کالبد وجودم پر کشید

 خواستم بگویم دوستت دارم 

که یکباره میانمان دیواری کشیده شد .

دیواری که نامش روزگار بود

حال من ماندم و این دل افسرده

تنهای تنها

برای همیشه

او در زندان سینه ام محبوس بود

و من در زندان روزگار..

بیچاره دلم ...

چه بهای سنگینی باید درمقابل این شکست بپردازد.

حال تکلیف دلم چه خواهد بود ؟  

 





نوع مطلب : حدیث عشق، 
برچسب ها :

جمعه 2 تیر 1391 :: نویسنده : علی10

 

آی آدم‌ها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانید!

یك نفر در آب دارد می‌سپارد جان.

یك نفر دارد كه دست و پای دائم می‌زند،

روی این دریای تند و تیره و سنگین كه می‌دانید.

آن زمان كه مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،

آن زمان كه پیش خود بیهوده پندارید،

كه گرفتستید دست ناتوان را

تا توانی بهتر را پدید آرید،

آن زمان كه تنگ می‌بندید،

بر كمرهاتان كمربند،

در چه هنگامی بگویم من؟

یك نفر در آب، دارد می‌كند بیهوده جان قربان!

آی آدم‌ها كه بر ساحل بساط دلگشا دارید!

نان به سفره، جامه‌تان بر تن؛

یك نفر در آب می‌خواند شما را.

موج سنگین را به دست خسته می‌كوبد،

باز می‌دارد دهان، با چشم از وحشت دریده،

سایه‌‌هاتان را ز راه دور دیده،

آب را بلعیده در گود كبود و هر زمان بی‌تا بیش افزون،

می‌كند زین آب‌ها بیرون،

گاه سر، گه پا.

ای آدم‌ها!

او ز راه دور این كهنه جهان را باز می‌پاید،

می‌زند فریاد و امید كمك دارد؛

آی آدم‌ها كه روی ساحل آرام در كار تماشایید!

موج می‌كوبد به روی ساحل خاموش،

پخش می‌گردد چنان مستی به جا افتاده بس مدهوش،

می‌رود نعره‌زنان. وین بانگ از دور می‌آید:

ـ «آی آدم‌ها»...

و صدای باد، هر دم دلگزاتر،

در صدای باد، بانگ او رهاتر،

از میان آب‌های دور و نزدیك

باز در گوش آید این نداها.

ـ «آی آدم‌ها»...

 





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

پنجشنبه 18 خرداد 1391 :: نویسنده : علی10

 

19 خردادماه

گروه A:

* لهستان - یونان

* روسیه - جمهوری چک

20 خردادماه

گروه B:

* هلند – دانمارک

* آلمان - پرتغال

21 خردادماه

گروه C:

* اسپانیا - ایتالیا

* جمهوری ایرلند - کرواسی

22 خردادماه

گروه D:

* فرانسه - انگلستان

* اوکراین - سوئد

23 خردادماه

گروه A:

* یونان - جمهوری چک

* لهستان - روسیه

24 خردادماه

گروه B:

* دانمارک - پرتغال

* هلند - آلمان

25 خردادماه

گروه C:

* ایتالیا - کرواسی

* اسپانیا - جمهوری ایرلند

26 خردادماه

گروه D:

* سوئد - انگلستان

* اوکراین - فرانسه

27 خردادماه

گروه A:

* جمهوری چک - لهستان

* یونان - روسیه

28 خردادماه

گروه B:

* دانمارک - آلمان

* پرتغال - هلند

29 خردادماه

گروه C:

* کرواسی - اسپانیا

* ایتالیا - جمهوری ایرلند

30 خردادماه

گروه D:

* انگلستان - اوکراین

* سوئد - فرانسه

برنامه مسابقات مرحله یک چهارم نهایی:

اول تیرماه:

* تیم اول گروه A - تیم دوم گروه B

2تیرماه:

* تیم اول گروه B - تیم دوم گروه A

3 تیرماه:

* تیم اول گروه C - تیم دوم گروه D

4 تیرماه:

* تیم اول گروه D - تیم دوم گروه C

برنامه مسابقات مرحله نیمه نهایی:

7 تیرماه:

برنده یک چهارم نهایت اول - برنده یک چهارم نهایی سوم

8 تیرماه:

برنده یک چهارم نهایی دوم - برنده یک چهارم نهایی چهارم

11 تیرماه:

دیدار پایانی

 





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها :

 تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

از عین علی عیون ما بینا شد

وز لام علی لسان ما گویا شد

در یای علی نور خدا می‌بینم

زان نور محمد و علی پیدا شد

 تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

اسوه تقـوی علی و مظــهر ایمــان علی

عـزت آل پیمـــبر ، عاشــــق جانـان علی

منشــاء جـود و سخاوت ، موج دریای وفا

لعل رخشـــان ولایت ،گوهــر تـابـان علی

منبع مهــر ومحبت ، صــاحب لطف و کرم

افتـــخار شیـعیان و آیت الـرحمــــان علی.





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 9 خرداد 1391 :: نویسنده : علی10

 

 

خنده ام میگیرد وقتی

 پس از مدت ها بی خبری

 بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری

میگویی دلم برایت تنگ است.

یا مرا به بازی گرفته ای

یا معنی واژه هایت رو خوب نمی دانی...

دلتنگی ارزانی خودت من دگر دلم را به خدا سپرده ام.

میترسم !

میترسم که بازی تمام شود

لحظه ی دیدار دستانم را پنهان میکنم

مبادا بفهمی همه چیز را باخته ام.

نمی دانم چرا!؟

این روزها

در جواب هرکه از حالم میپرسد

تا میگویم : خوبــــــــم

چشمانم خیس میشود!





نوع مطلب :
برچسب ها :

پنجشنبه 4 خرداد 1391 :: نویسنده : علی10


لیله الرغائب شب آرزوها شبی که آسمانش پر از برق ستارگان است.

در آن شب هر دعایی  ستاره ای خواهد شد و در پهنه­ی آسمان خواهد نشست.

بیا ستاره های هم را نظاره کنیم و بر هر کدام آمین بگوئیم.

 

الهی نام تو ما را جواز،
مهر تو ما را جهاز،
شناخت تو ما را امان،
لطف تو ما را عیان.

الهی ضعیفان را پناهی.
قاصدان را بر سر راهی.
مومنان را گواهی.
چه عزیز است آن کس که تو خواهی.

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد،
ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت.
ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت،
ای حی بی ذلت و ای معطی بی فطرت و ای بخشنده بی منت،
ای داننده رازها،
ای شنونده آوازها،
ای بیننده نمازها،
ای شناسنده نامها ،
ای رساننده گامها،
ای مبر از عوایق،
ای مطلع بر حقایق،
ای مهربان بر خلایق،
عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر
و بر عیب های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر،
از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.
 





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :



( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
   

دنیای كد آهنگ پسر جهنمی


كد این آهنگ


انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس