مسیر دل
» باران باش و ببار و مپرس کاسه های خالی ازآن کیست «
درباره وبلاگ


بنگر ز جهان چه طرف بربستم ،هیـــــــچ
وز حاصل عمر چیست در دستم ،هیــــچ
شمع طربم ولی چو بنشستم ،هیــــــــچ
من جام جمم ولی چو بشکستم، هیـــچ

مدیر وبلاگ : علی10
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : علی10

عشقی بخاطر رفاقت یا رفاقتی بخاطر عشق

 

با درود بر  دوستان عزیز

این مقال را با چنین جمله ای آغاز میكنم : برای یافتن مروارید دریاها را جستجو مكن شاید در گریبان تو باشد.

دوست كیست؟

شاید در نگاه اول این ساده ترین سوالی باشد كه تابحال با آن مواجه شده ایم.هركسی براحتی میتواند كه دوست را تعریف كند اما آیا تمام تعریف ها یكی است؟ كدوم یك بهتر وقشنگتر است؟

كدام یك منطقی تر و به واقعیت نزدیك تر است؟

دوست كسی است كه تمام انسانها محتاج وجود آنند.

حضرت امیر مومنان علی (ع) میفرماید: سودمندترین گنجها دوستی دلهاست.

پرواضح است كه هركدام از فرزندان بشر به وجود تعدادی همصحبت و همراه نیازدارد حال مساله اینست كه چه كسانی لیاقت دوستی را دارند وچطور باید در این عصر فلز و رایانه ادم های صالح را یافت.

طبیعت حال اینست كه در قدم اول ما محكوم به اعتماد به تمام كسانی هستیم كه در مسیر دوستی ما میباشند در عین حال به قول گفتنی...احتیاط شرط عقل است...خیلی از ما ممكن است ده ها دوست داشته باشیم  دوستانی در محل كار یا تحصیل ودر محل سكونت.سوال این است كه:

آیا به تمام این افراد باید اعتماد كرد؟ جواب واضح است..........خیر نمیتوان به تمامی دوستان اعتماد داشت.پیش از ادامه ی این بند ابتدا به سراغ انواع دوست میرویم.آری دوست نیز شامل انواعی است::

راهی ادامه مطلب شوید >>>



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث عشق، 
برچسب ها :

چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : علی10

خدایا !

به من زیستنی عطا كن كه در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه ای كه برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا كن كه بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.

خدایا چنین زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست...

ای خداوند ...

ای خداوند ! به علمای ما مسئولیت، و به عوام ما علم، و به مومنان ما روشنایی، و به روشنفكران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیروان ما آگاهی و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری و به دینداران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو و به محافظه كاران ما گستاخی و به نشستگان ما قیام و به راكدین ما تكان و به مردگان ما حیات و به كوران ما نگاه و به خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی(ع) و به فرقه های ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداكاری و شایستگی نجات و عزت ببخش!

 





نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها :

شنبه 29 مرداد 1390 :: نویسنده : علی10

سالروز شهادت شیر خدا ، وصی انبیا ء ، قرآن ناطق ،

 معنای عدل ، مهربانترین مهربانان ، امام علی ع بر عموم

 مسلمانان تسلیت باد.





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 25 مرداد 1390 :: نویسنده : علی10

بزرگترین سایت فرهنگی و تفریحی ایرانیان |Funshad.com





نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها :

شنبه 15 مرداد 1390 :: نویسنده : علی10

 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

پنجشنبه 13 مرداد 1390 :: نویسنده : علی10





نوع مطلب : حدیث عشق، 
برچسب ها :

یکشنبه 9 مرداد 1390 :: نویسنده : علی10

ماه ضیافت خدا بر همگان مبارک @


سحرگاهان به قصد روزه داری// شدم بیدار از خواب و خماری

برایم سفره ای الوان گشودند// به آن هر لحظه چیزی را فزودند

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استیک با نان برشته

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم// کمی از این کمی از آن چشیدم

پس از آن ماست را کردم سرازیر// درون معده ام با اندکی سیر

وختم حمله ام با یک دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

سپس یک چای دبش قند پهلو// به من دادند با یک دانه لیمو

خلاصه روزه را آغاز کردم// برای اهل خانه ناز کردم

برای اینکه یابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت

دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا// کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا

به افطاری برایم شد فراهم// زدم تو رگ کمی از زولبیا هم

وسی روزی به این منوال طی شد// نفهمیدم که کی آمد و کی شد

به زحمت صبح خود را شام کردم// به خود سازی ولی اقدام کردم

به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده کیلو فزودم

اگرچه رد شدم در این عبادت// به خود سازی ولیکن کردم عادت !!!





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 6 مرداد 1390 :: نویسنده : علی10

به نام آنکس که معنی مهربانی است @@@

 

باز تنها شدم

اما نه ، تنها نیستم

قلم و کاغذ و خیال تو هم هستند

گویی قلم میل گردش دارد روی صفحه بی رنگ کاغذ

خیالت چه زیبا و بی گناه

در گوشه ای از ذهن پریشانم منزل اختیار نموده

دستم بی اراده قلم را به آغوش میکشد

باید حرفی گفت ، چیزی نوشت

صفحه ی بی ریا هم چشم انتظارست

قلم گردش را آغاز میکند

دارد از رویای حضورت میگوید

چه با شکوه است تورا در آغوش کشیدن

حتی برای لحظه ایی

چه زیباست با تو سخن گفتن

چه آرام بخش است به مهربانیت اندیشیدن

هنوز هم همراه خیالت

جاده ی انتظار را قدم میزنم

شاید عابری بحال تنهایی ام دلش بسوزد

 ومرا از آشوب و آشفتگی برهاند

نه ،نه ،نه...باز دیر کردم

نمیدانم سرعت روزگار میل رسیدن به چه هدفی دارد؟

خیالت بی خبر ، ذهن ملولم را ترک گفته

صفحه ی سپید اکنون مالامال حضورتوست

قلم هم گویی دگر نای رفتن ندارد...

من هرگز با خداحافظی رابطه ی خوبی نداشتم

برای همین است که وقتی غم به مهمانی قلبم آمد

استفاده ی سو کرد از این اخلاقم و

برای همیشه قلبم را مسکن خود اختیار نمود

برخلاف میل باید عمل کرد

آری...

هنگام دل کندن است

پروردگارا !

به فریاد برس ای فریادرس بی کسان.

علی 10 





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

چهارشنبه 29 تیر 1390 :: نویسنده : علی10

تقدیم به ساحت مقدس امام حسن مجتبی ع >>

 

ای نور قدیم کردگاری

ای تازه تر از گل بهاری

گل با همه حسن، پیش رویت

خاری بود از جمال ، عاری...

 

خورشید حریم اهل بیت است حسن

مجموع شمیم اهل بیت است حسن

امشب تو ازو هر آنچه خواهی بطلب

زیرا که کریم اهل بیت است حسن.

 

 





نوع مطلب : حدیث عشق، 
برچسب ها :

شنبه 25 تیر 1390 :: نویسنده : علی10

"طبیب غمگسار"


به کجا چنین شتابان، سحرای نسیم جاری     

گذری به باغ ما کن که دم مسیح داری

 

به کدام امیدواری در دوستان بکوبم

       

غم خویش با تو گویم که طبیب غمگساری

 

به خدا اگر بیایی اثر از خزان نماند           

تو نهایت امیدی تو بدایت بهاری

 

چه شود که گاهگاهی نظری کنی به حالم         

که به جان بی قراران همه راحتی، قراری.

 

 

 

 

"لهجه باران"


بگذار تا به لهجه باران بخوانمت   

مانند عشق از دل و از جان بخوانمت

 

تا کوهها صدای مرا منتشر کنند              

همراه بادهای پریشان بخوانمت

 

چشمم سفید گشت و تو از ره نیامدی     

یعقوب وار، یوسف کنعان بخوانمت

 

بگذار تا به یمن ظهورت، بهار محض         

بر گوش شاخه های زمستان بخوانمت

 

آهنگ التهاب سراب است در دلم 

بگذار تا به لهجه باران بخوانمت.

 





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

جمعه 24 تیر 1390 :: نویسنده : علی10

چگونگی ولادت امام زمان (عج)

جمعه پاتزدهم شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا حضرت مهدی (عج) چشم به جهان گشود.
حکیمه دختر امام محمد تقی (ع) نقل می کند که امام حسن عسکری (ع) مرا خواست و فرمود : عمه امشب نیمه شعبان است نزد ما افطار کن که خدواند در این شب فرخنده شخصی را متولد می سازد که حجت او در روی زمین می باشد .
عرض کردم : مادر این فرزند مبارک کیست؟  فرمود : نرجس.
گفتم : فدایت شوم اثری از حاملگی در این بانوی گرامی ندیدم!
فرمود : برای همین می گویم نزد ما باش.وارد خانه شدم سلام کردم بانوی عالی مقام نرجس خاتون آمد کفش از پای من بیرون آورد و گفت :ای بانوی من شب بخیر!گفتم:بانوی من و خاندان ما تویی!گفت:نه،من کجا و این مقام بزرگ؟ گفتم : دخترجان امشب خدواند پسری به تو عنایت می فرماید : که سرور دوجهان خواهد بود. تا این کلام ازمن شنیدبا کمال حجب و حیا نشست. پس از اقمه نماز افطار کردم و خوابیدم،سحرگاه برای انجام نماز شب برخاستم.بعد از نماز دیدم نرجس خوابیده و از وضع حمل او خبری نیست.پس از تعقیب نماز دوباره خوابیدم که پس از لحظه ای با اضطراب بیدار شدم دیدم نرجس نیز بیدار است ولی هیچگونه علامتی در وی مشهود نیست .
نزدیک بود که در وعده امام (ع) تردید کنم که ناگهان امام(ع)در مکانی که تشریف داشتند با صدای بلند مرا صدا زده فرمودند :
عمه : تعجیل مکن که وقت نزدیک است!
همینکه صدای مبارک امام حسن عسکری (ع) را شنیدم مشغول خواندن سوره المسجده و یس شدم.در این موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست . من به وی نزدیک شدم و نام خدا را بر زبان جاری کردم و پرسیدم : آیا درخود چیزی احساس می کنی؟ گفت : آری.
گفتم : ناراحت مباش و دل قوی دار،این همان مژده است که به تو دادم.
اندکی بعد صاحب الامر سلام الله علیه متولد شد آن ماه پاره را دیدم که مواضع هفتگانه سجده را روی زمین گذاشته و ذکر حق می گوید. او را در آغوش گرفتم در حالی که بر خلاف نوزادان دیگر از آلایش ولادت پاک و پاکیزه بود.
در این هنگام امام عسکری (ع) صدا زد : عمه جان ! فرزندم رانزد من بیاور،و او را نزد پدر بزرگوارش بردم،او را به سینه چسبانید و زبان در دهانش گذارد و دست بر چشم و گوش او کشید و فرمود فرزندم با من حرف بزن! آن مولود مسعود گفت : شهادت می دهم به وحدانیت پروردگار و رسالت حضرت محمد(ص)،سپس بر امیرالمومنین(ع) و ائمه طاهرین (ع) درود فرستاد و چون به نام پدرش رسید دیدگان گشود و سلام کرد .
امام(ع) فرمود : عمه جان :او را نزد مادرش ببر تا به او نیز سلام کند و باز نزد من برگردان. او را نزد مادرش بردم سلام کرد،مادر نیز جواب سلامش را داد،سپس او ا پیش امام حسن عسکری (ع)برگردانیدم ۱.

بعضی از اسماء و القاب ان گرامی عبارتند از : بقیه الله ، حجت ، خلف صالح،ابوالقاسم،قائم منتظر ، مهدی و (م ح م د) ، ناگفته نماند که نام ( م ح م د ) بنا بر فتوای شیخ انصاری مکروه ، شیخ طوسی حرام و حاجی نوری ذکر آن در مجالس و محافل حرام است ۲ .

1- بخار ،ج51،ص2                      2- نجم الثاقب،ص48    

 





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 19 تیر 1390 :: نویسنده : علی10





نوع مطلب : حدیث عشق، 
برچسب ها :

چهارشنبه 15 تیر 1390 :: نویسنده : علی10

(دلم جز مهر مه رویان طریقی برنمیگیرد

ز هر در میدهم پندش و لیکن در نمیگیرد)

 

سلام ای دوست

سلام ای دوست

احوالت آیا نکوست؟

بگو بدانم شکر کردگار

بروفق مرادست روزگار؟

چندی زحالت بی خبرم

اخبارت کم شده زدفترم

دفترم بی حضورت سپیدست

بی تو قلم هم نمی جنبد،ناامیدست

گر میپرسی زاحوال من

چه بگویم نمانده سخن

روی زرد وحال نزار،ضعیفست تنم

خود نیز غافل از احوال خویشتنم

دلم از انتظار غمگین است

غم با من نبودنت سنگین است

دوریت ای دوست مایه ی ملال است

گرباتو نباشم مردنم حلال است...

علی10





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

چهارشنبه 15 تیر 1390 :: نویسنده : علی10

چند بیت شعر عربی در مدح آل محمد (ص) :

بآل محمد عرف الصواب *** وفی أبیاتهم نزل الكتاب
هم الكلمات والأسماء لاحت ‏*** لآدم حین عز له المتاب
وهم حجج الإله على البرایا *** بهم وبحكمهم لا یستراب
وأنوار ترى فی كل عصر *** لإرشاد الورى فهم شهاب
ولا سیما أبو حسن علی‏ *** له فی الحرب مرتبة تهاب
علی الدر والذهب المصفى ‏*** وباقی الناس كلهم تراب
كأن سنان ذابله ضمیر *** فلیس عن القلوب له ذهاب
وصارمه كبیعته بخم‏ *** معاقدها من القوم الرقاب
إذا لم تبر من أعداء علی‏ *** فما لك فی محبته ثواب
هو البكاء فی المحراب لیلا *** هو الضحاك إن جد الضراب
هم النبأ العظیم وفلك نوح‏  *** وباب الله وانقطع الخطاب





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 12 تیر 1390 :: نویسنده : علی10

شادی را علت باش نه شریک و غم را شریک باش نه دلیل.





نوع مطلب : حدیث عشق، 
برچسب ها :



( کل صفحات : 12 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
 
   

دنیای كد آهنگ پسر جهنمی


كد این آهنگ


انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس