مسیر دل
» باران باش و ببار و مپرس کاسه های خالی ازآن کیست «
درباره وبلاگ


بنگر ز جهان چه طرف بربستم ،هیـــــــچ
وز حاصل عمر چیست در دستم ،هیــــچ
شمع طربم ولی چو بنشستم ،هیــــــــچ
من جام جمم ولی چو بشکستم، هیـــچ

مدیر وبلاگ : علی10
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 10 تیر 1390 :: نویسنده : علی10
 
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ


وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ

وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ

فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد

اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ

مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ

اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى

فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى

السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.




نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها :

چهارشنبه 8 تیر 1390 :: نویسنده : علی10

زاحمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندر این میم غرق است

یقیناً میم احمد میم مستی است

که سرمست ازوجودش ملک هستی است.

مبعث حضرت رسول اکرم (ص) بر عموم مسلمانان مبارک باد.





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 5 تیر 1390 :: نویسنده : علی10

نبرد با زبیریان و اشراف کوفه

به دلیل پشتیبانی موالی خصوصاً اسیران دیلمی کوفه و نیز خیانت کوفیان پشتیبانی بزرگان عرب را از دست داد. ابراهیم در محاصره سپاه عبدالملک بن مروان بود و نمی‌توانست به یاری مختار بیاید. سرانجام با سپاهی اندک به مصاف مصعب بن زبیر رفت و کشته شد.

نقلی است که ابراهیم بن مالک اشتر از مختار کناره گرفت و به اشراف کوفه در بصره پیوست. ابن اعثم سخن صریحی را از زبان مختار آورده که چشم به کمک ابراهیم دوخته، می‌گوید: «عجب مصیبتی است امروز، ای کاش ابراهیم در کنارم بود؛ اما او مرا رها کرد و من چاره‌ای جز تن دادن به مرگ ندارم.(البته نظر اول یعنی محاصره بودن ابراهیم معقول تر است). مدت زمام‌داری مختار در کوفه یک‌سال و نیم بوده است. هنگامی که کشته شد، ۶۷ سال از عمرش سپری شده بود و کشته شدنش روز چهاردهم ماه رمضان سال ۶۷ اتفاق افتاده‌است.

مختار به همراه 5 هزار نفر از یارانش در دارالاماره كوفه
اشراف بار دیگر به فكر می‌روند كه به نحوی شر مختار را از سر خود رفع كنند و از مصعب كه برادر عبدالله‌بن‌زبیر و حاكم بصره بود، درخواست می‌كنند كه با مختار بجنگد و این بار مصعب با مختار می‌جنگد و مختار را شكست می‌دهد. مختار به دارالاماره پناهنده می‌شود و برای بار دوم در دارالاماره محاصره می‌شود. حدود 5 هزار نفر از سپاهیانش، خودشان را تسلیم می‌كنند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : در محضر جناب مختار (رض)، 
برچسب ها :

براهیمِ‌بْنِ مالِکِ اَشْتَرِ نَخَعی، ابوالنعمن، سردار معروف عرب که به حمایت از مختاربن عُبَید ثَقَفی به خونخواهی حسین‌بن علی(ع) بر ضدّ اُمویان قیام کرد.

از زندگی ابراهیم پیش از پیوستن به مختار آگاهی دردست نیست جز آنکه گفته‌اند در جنگ صفّین در زمرۀ یاران علی‌بن ابی‌طالب(ع) و در رکاب پدرش مالک اشتر  با معاویه جنگ کرد.

مختار ثقفی که خود را نمایندۀ محمدبن حنفیّه می‌خواند، به خونخواهی شهدای کربلا مقدمات قیام بر ضد امویان را تدارک می‌دید.

در این هنگام بعضی از شیعیان کوفه و طرفدار قیام مختار، به سبب شخصیت نیرومند ابراهیم و به سبب خاطره‌ای که از وفاداری پدرش نسبت به علی‌بن ابی‌طالب در یاد داشتند، بر آن شدند که ابراهیم را نیز به قیام فرا خوانند...

ابراهیم بدان شرط که او را به فرماندهی بردارند، با درخواست آنان موافقت کرد؛ اما شیعیان یادآوری کردند که مختار ثقفی از سوی ابن حنفیّه به فرماندهی برگزیده شده است. اندکی بعد مختار خود به نزد ابراهیم رفت و نامه‌ای را که مدعی بود ابن‌حنفیّه به ابراهیم نوشته است، به او تسلیم کرد. در این نامه از ابراهیم خواسته شده بود که با مختار در قیام بر ضدّ امویان همکاری کند. ابراهیم در آغاز به سبب نکته‌ای که در چگونگی نگارش نامه یافت، در صحّت انتساب آن به ابن‌حنفیّه دچار تردید شد . فقدان نکته‌ای که ابراهیم را در صحت آن نامه دچار تردید کرد، بالمآل از تردید او سخنی به میان نیاورده است؛ و به گفتۀ ابن سعد نامه را مختار از زبان ابن‌حنفیّه نوشته بوده است، ولی چون کسانی مانند یزیدبن انس اسدی و احمربن شُمَیط بجلی و عبداللـه‌بن کامل شاکری گواهی دادند که خود دیده‌اند که آن نامه را محمدبن حنفیّه به ابراهیم نوشته است ، دعوت به قیام را پذیرفت و با مختار بیعت کرد. شعبی که در جریان پیوستن ابراهیم به قیام مختار شرکت داشتند و بیشتر مورخان، واقعۀ مذکور را از او روایت کرده‌اند، خود در صحت نامۀ محمدبن حنفیّه به ابراهیم تردید کرده و پس از تحقیق بسیار سرانجام از ابوعمره کیسان، یکی از گواهانِ صحت انتساب‌نامه شنیده است که آنان چون مختار را مردی ثقه می‌دانند، به قول او مبنی بر صدور نامه از سوی محمدبن حنفیّه اعتماد کرده و به درستی آن گواهی داده‌اند .به هر حال میان ابراهیم و مختار توافق شد که در نیمۀ ربیع‌الاول 66ق/اکتبر 685م در کوفه خروج کنند، اما چون در تاریخ مذکور مقدمات آماده نشد، آغاز قیام را به پنجشنبه پس از نیمۀ همان ماه موکول کردند. در این میان رفت و آمد پی‌درپی ابراهیم به نزد مختار، سبب بدگمانی عبداللـه‌بن مطیع شد که از سوی عبداللـه‌بن زبیر بر کوفه امارت داشت  و چون از نقشۀ قیام آگاه شد، از ایاس‌بن مضارب رئیس شرطۀ کوفه خواست که مراقب اوضاع باشد و خود، کسانی را در نقاط حسّاس شهر بر گماشت. ابراهیم روز چهارشنبه، یک روز پیش از موعد مقرر، با جمع کثیری از یاران خویش به سوی خانه ی مختار می‌رفت که با ممانعت ایاس‌بن مضارب رو به رو شد.

ابراهیم در نزاعی که در گرفت، ایاس را به قتل رساند و اندکی بعد قیام آغاز شد. در جنگهایی که میان ابراهیم و مختار ثقفی و طرفداران آنان در کوفه از یک سو، و ابن‌مطیع و راشدبن ایاس از سوی دیگر، درگرفت، راشد کشته شد و ابن‌مطیع به قصر عقب نشست و در محاصرۀ ابراهیم افتاد. وی چند روز بعد گریخت و یارانش به مختار پیوستند. بیشتر طرفداران ابراهیم و مختار موالیانی بودند که با گرز چوبین می‌جنگیدند، از این‌رو به طعنه «خشبیّه» نامیده شدند . برخی نیز به اشتباه آنان را «حسینیّه» نامیده و منحصراً طرفدار ابراهیم دانسته‌اند، زیرا به هنگام قیام «یا لثاراتِ الْحسین» می‌گفتند ؛ ولی ابن‌رسته و ابن قتیبه  «خشبیّه» را از یاران ابراهیم دانسته‌اند که در روز جنگ با عبیداللـه‌بن زیاد با چوب جنگ می‌کردند. در هر حال پس از این جنگ، مختار در کوفه مستقر شد و کوشید تا با تسلط با سایر شهرهای عراق به مبارزه با امویان و قاتلان حسین‌بن علی بپردازد. با اینهمه وقتی امارت موصل را به ابراهیم‌بن مالک اشتر داد و او را به جنگ با عبیداللـه‌بن زیاد که از سوی عبدالملک مروان رو به سوی عراق نهاده بود، روانه کرد ، برخی از کوفیان که گویا مختار را کاهن می‌پنداشتند، بر او شوریدند. مختار بلافاصله کسی در پی ابراهیم فرستاد  و این معنی آشکارا از پایگاه بلند ابراهیم در قیام مختار و اعتمادی که رهبری قیام به او داشت، حکایت می‌کند.

پس ابراهیم به سرعت از مداین بازگشت و به همراه مختار، طی سلسله جنگهایی در جَبّانه السّبیع و نقاط دیگری از کوفه، شورش را در هم کوبید. پس از این واقعه ابراهیم با مردانی که شمارشان را از 000‘8 تا 000‘20 تن گفته‌اند و بیشتر آنان از موالیان ایرانی معروف به جندالحمراء بودند، در 6 یا 8 ذیحجه و به قولی 21 آن ماه از کوفه به قصد جنگ با ابن زیاد خارج شد. در 10 محرم 67/6 اوت 686م بر کرانۀ رود خازر (در «دائره‌المعارف اسلام » به غلط «جازر» آمده است) نزدیک زاب و به فاصلۀ 5 فرسخی موصل میان دو سپاه جنگ درگرفت. به گفتۀ بلاذری در آغاز جنگ جناح چپ ابراهیم دچار شکست شد و شاید همین امر سبب شد که در کوفه خبر قتل ابن‌اشتر شایع شود و مختار کوفه را رها سازد ؛ ولی یاران ابراهیم سپاه ابن زیاد را عقب رانده و شکست سختی بر آن وارد آوردند.

ابراهیم در این جنگ به دست خویش عبیداللـه‌بن زیاد و چند تن دیگر از جمله حصین‌بن نمیر و شرحبیل‌بن ذی‌الکلاع از عاملان قتل امام‌ حسین(ع) را کشت و گفته‌اند که پیکر آنان را سوزاند .

ابراهیم پس از این پیروزی به موصل رفت و چند تن از یاران از جمله برادر ناتنی خود عبدالرّحمن را به تسخیر و حکومت شهرهای نصیبین و حرّان و الرّها و سُمَیْساط و سنجار گسیل داشت. ابراهیم همچنان در موصل بود که مصعب‌بن زبیر به تحریک شورشیان کوفه که از حملات ابراهیم‌بن اشتر و مختار جان سالم به در برده و به او پیوسته بودند، به کوفه تاخت و در جنگ با مختار او را به شهادت رساند .سپس از ابراهیم خواست که به اطاعت از عبداللـه‌بن زبیر گردن نهد. به گفتۀ ابن‌اثیر، عبدالملک‌بن مروان نیز ابراهیم را به اطاعت از خود خواند، ولی ابراهیم از آن روی که در جنگ با امویان، عبیداللـه‌بن زیاد و تنی چند از اشراف شام را کشته بود، از پیوستن به عبدالملک بیمناک شد و به دعوت مصعب پاسخ مثبت داد. مصعب نیز حکومتِ موصل و جزیره و آذربایجان و ارمینیه را از او باز گرفت و وی را به جنگ ازارقه فرستاد و مهلب‌بن ابی‌صفره را به جای او به حکومت آن نواحی گماشت، اما دوباره مهلب را معزول و به جنگ ازارقه مأمور کرد و حکومت آن مناطق را به ابراهیم سپرد . گویا ابراهیم از آن پس در مقر حکومت خویش باقی ماند تا آنکه عبدالملک‌بن مروان به عراق تاخت. مصعب‌بن زبیر به مقابله برخاست و ابراهیم را به سرداری سپاه خویش برگماشت و به جُمَیْری نزدیک اَوانا رفت. عبدالملک‌بن مروان که در پی تطمیع امرای کوفه و بصره بود، نامه‌ای به ابراهیم نوشت و حکومت عراقین، و به قولی اقطاع سرزمینهای اطراف فرات را به او وعده داد ، ولی ابراهیم نه تنها آن نامه را به نزد مصعب برد و از پذیرش دعوت عبدالملک خودداری کرد، بلکه چون حدس می‌زد که عبدالملک سایر امرای عراق را نیز با چنین وعده‌هایی فریفته است، کوشید تا مصعب را به توقیف یا تبعید آنان به مکه وادارد، اما مصعب نپذیرفت و به سوی عبدالملک به راه افتاد و در دیرالجاثلیق در مسکِن اردو زد.

در جنگی که میان ابراهیم‌بن اشتر و محمدبن مروان، یک روز پیش از جنگ اصلی میان عبدالملک و مصعب درگرفت، ابن اشتر به‌رغم ابراز شجاعت بسیار، به سبب خیانت عَتّاب‌بن ورقاءِ تمیمی که گویا بنا بر توطئۀ قبلی با عبدالملک دست به عقب‌نشینی زده بود، شکست خورد و کشته شد. آنگاه عبیدبن میسره یکی از موالی بنی عذره که ابراهیم را به قتل رسانده بود، سرش را برگرفت و غلامان حصین‌بن نمیر، که در جنگ خازر به دست ابراهیم کشته شده بود، پیکر او را آتش زدند .

در تاریخ شهادت ابراهیم میان مورخان اختلاف هست.

پس از قتل ابراهیم، برخی شاعران در رثای او شعر سرودند . ابوالفرج اصفهانی ابیاتی به خود وی نسبت داده است . ابن حجر عسقلانی نیز از قول ابن حبّان او را از راویان «ثقه» شمرده که از پدرش و عمر روایت کرده و کسانی چون پسرش مالک و نیز مجاهد از او روایت کرده‌اند .





نوع مطلب : در محضر جناب مختار (رض)، 
برچسب ها :

پنجشنبه 26 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10

میلاد مظهرالعجایب ولی خدا جانشین انبیاء همدم زهرا

شاه شاهان نوربخش آسمان آیه ی قرآن ابوالحسنین اسدالله یگانه

 مولود کعبه معنی عدل قرآن ناطق منبع علم و یقین امیرالمومنین

 علی مرتضی علیه افضل السلام برهمگان فرخنده باد.

قرآن بجز از وصف علی آیه ندارد

ایمان بجز از حب علی پایه ندارد

گفتم بروم در سایه ی لطفش بنشینم

گفتا که علی نورست سایه ندارد.

 





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 24 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10

سلام دوستان شرمنده ادامه ی تحقیق کمی تاخیر داشت.

قسمت آینده قسمت اخر خواهد بود همراه با نتیجه گیری.

 

دوران قیام و زمامداری

مختار خود را نماینده محمد حنفیه در کوفه معرفی کرد. و مردم را به قیام دعوت کرد. علی بن حسین امام چهارم شیعیان به محمد حنفیه: «یا عم لو ان عبدا زنجیا تعصب لنا اهل البیت لوجب علی الناس موازرته و قد ولیتک هذا الامر فاصنع ماشئت; عموجان! اگر برده سیاهی به حمایت از ما برخاست بر مردم واجب است که او را کمک کنند و من مسئولیت این امر «ورود در قیام مختار را» به تو واگذار کردم هر گونه که خواستی عمل کن.»

وی با شعار توابین؛ «یا لثارت الحسین؛ به خونخواهی حسین» و شعار «یا منصورُ اَمِت؛اى پیروز، بمیران» که پس از پیروزی در جنگ بدر رایج شده بود، در چهارشنبه ۱۶ ربیع‌الثانی ۶۶ (قمری) پاخواست.  دوران زمامداری هجده ماهه مختار آغاز شد.

در این زمان مختار با سه دشمن روبرو بود:

1.    سپاه شام

2. مسببان واقعه کربلا خصوصاً اشراف کوفه

3.    زبیریان بصره

اولین اقدام او پس از بدست گرفتن قدرت، خونخواهی از گروه دوم بود. اگرچه بسیاری از آنها در قیام مختار به بصره گریختند، در اکثر اسناد کشته شدگان به دست مختار را حدود ۳۰۰۰ نفر را ذکر کرده اند.



 ابراهیم‌بن‌مالك در حوالی شام در منطقه نهر خازر، با سپاه شام به فرماندهی عبیدالله‌بن‌زیاد درگیر و پیروز می‌شود و جالب است كه عبیدالله‌بن‌زیاد در سال 67 هجری و روز عاشورا كشته می‌شود. یعنی درست 6 سال بعد از شهادت امام حسین (ع) در همان روز به دست خود ابراهیم‌بن‌مالك كشته می‌شود كه بعد سرش را برای مختار می‌فرستد و مختار هم آن را برای امام سجاد (ع) ارسال می‌‌كند كه ایشان و بنی‌هاشم خوشحال می‌شوند.

برخی از مجازات شدگان توسط مختار ویارانش:

شمر ... فرمانده پیاده سوار لشگر یزید او سر حسین را از تن جداکرد... گردنش را زدند

 و بر بدنش اسب تاختند.

خولی ... او سرحسین را بر نیزه زد و گوشه‌واره از گوش زنان کند...کشته او را در آتش انداخت

 و خاکسترش را بر باد دادابن زیادحاکم کوفهدر جنگ موصل کشته شدوجسدش را به آتش کشیدند.

عمر بن سعد ... فرمانده سپاه یزید و شوهرخواهر مختار...مختار کفش خود را پوشید و

صورت عمر سعد را زیر کفش خود قرار داد سپس دستور داد سر عمر سعد را ببرند.

شرجیل بن ذی الکلاع ... از پشت سر سیلی به حسین زده بود...او را به آتش سوزاندند.

حصین بن نمیر ... از فرماندهان گروه ‏تیرانداز به سپاه حسین... در نزدیکی موصل کشته شد.

نافع بن مالک ... کسی‌که آب را بر حسین بست.

عمرو بن حجاج ... فرمانده جناح راست لشگر عمر بن‌سعد...پس از فرار از دست مختار

در بیابانی از شدت تشنگی، مرد.

بشر بن خوط ... قاتل جعفر بن عقیل ...گردنش را زدند و جسدش را در آتش سوزاندند.

بحدل بن سلیم ... انگشت حسین را برای انگشترش برید...هر دو دست و پایش را قطع کردند

 و آنقدر در خون خود غلطید تا مرد.

زید بن ورقاءبا ... شمشیر، دست راست ‏عباس بن علی را از کار انداخت... او را که رمقی در

 بدنش بود، زنده در آتش سوزاندند.

حکیم بن طفیل ... پس از قطع دست راست عباس، دست چپ عباس را از کار انداخت... آنقدر

 بر بدن آن تیز زدند تا مانند خارپشت شد و به هلاکت رسید.

سنان بن انس ... کسی‌که نیزه بر پشت حسین زد...دست و پایش را بریدند و هنوز جان داشت

 که او را در دیگ روغن جوشان افکندند.

عبدالله بن اُسَید ... کسی‌که خیمه‌ها را آتش زد.

مالک بن نسیر ... با شمشیر بر سر حسین زد..دست و پای او را بریدندو به خود پیچید تا مرد.

اسحاق بن حیوه ... پیراهن حسین را به سرقت برد و پوشید.

حارث بن نوفل ... کسی‌که تازیانه به حضرت زینب زد.

مرة بن منقذ ... قاتل علی اکبر...اول دو دست او را بریدند، بعد زبانش را از دهانش بیرون

 کشیدندو بعد تنش را در آتش سوزاندند.

حرمله ... قاتل علی اصغر...دست و پاى او را بریدند، سپس او را بآتش سوزاندند.

اخنس بن مرثد ... از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند...با اسب های تازه نعل،

 بر بدنش تاختند.

اسحاق بن حیوه ... از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند...با اسب های تازه نعل،

بر بدنش تاختند.

صالح بن وهب ... از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند...با اسب های تازه نعل،

 بر بدنش تاختند.

هانی بن ثبیت حضرمی ... از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند...با اسب های تازه نعل،

 بر بدنش تاختند.

فرازی از كلام مختار:
«ای مردم كوفه، من از جانب اهل بیت پیامبر ماموریت یافته‌ام تا به خونخواهی امام مظلوم، حـسـیـن بن علی(علیهماالسلام) و شهدای كربلا قیام كنم و انتقام آن عزیزان را بگیرم و تا آخرین نفس، با شدت هر چه بیشتر، این هدف مقدس را تعقیب خواهم كرد.»(45) مـخـتـار سپس در خطبه دوم نماز، با تاكید و قسم یاد كردن، تصمیم خود را در ریشه‌كن نمودن عمّال ظلم و ستم و قاتلان امام حسین(علیه السلام) اعلام داشت .
در نهایت مختار حكومت خود را تاسیس نمود و قاتلان شهدای كربلا را به سزای عمل خود رساند. كه در مقاله‌ای خاص به نحوه كشته شدن قاتلان امام حسین (علیه السلام) می‌پردازیم.)

سخنی در باب انتقام مختار از دشمنان
مـخـتـار تـصـمـیـم گـرفـت با تمام قوا، همه مسبّبان حادثه عاشورا را مجازات كند و آنان را به سزای اعمال ننگین خود برساند. این هدف اصلی مختار بود و در این كار، تا حدی موفق گردید. او بـه نـیـروهـایـش دسـتـور داد در هر مكان و هر زمان، عاملان حادثه كربلا را یافتند؛ به جزای اعـمـالشـان بـرسانند و به هیچ وجه، به آنان رحم نكنند. این دستور اجرا شد و جمع كثیری از عـامـلان حـادثـه كـربـلا بـه دسـت عـدالت و انـتـقـام سـپـرده شـدنـد و بـه جـزای اعمال زشت خود رسیدند.
بـر خـلاف شایعات امویان و بعضی گزافه‌گویی‌ها، در نهضت مختار، فقط قاتلان امام حسین (علیه‌السلام) و عاملان حادثه كربلا كیفر دیدند و در تاریخ حتی یك مورد تعرض به زنان، كودكان و افراد بی گناه از سوی او مشاهده نشده است، بلكه آنچه از تاریخ به دست می‌آید این است كه مختار و نیروهایش اصول انسانی و ارزش‌های الهی را رعایت می‌كردند.
دیـنـوری، مـورخ مـشـهـور، نـقل می‌كند كه پس از كشته شدن ابن زیاد در جنگ خازر، همسر او به اسـارت سـپـاه مـخـتـار درآمـد. ایـن زن اسـیـر نزد ابـراهـیـم (فـرمـانده لشكر مختار) آمد و گفت: امـوال او را بـه غـارت بـرده‌انـد، ابـراهـیـم گـفـت: چـه مـقـدار از امـوال تـو غارت شده است؟ گفت: پنجاه هزار درهم. دستور داد یكصدهزار درهم به او دادند و و او را همراه صد سوار به بصره نزد پدرش رساندند.

البـتـه نـمـی‌تـوان گـفت تمام آنچه مختار و نیروهایش انجام دادند دقیقاً منطبق با موازین شرع و اعـتـقادات شیعه بوده است، اما آنچه مختار نسبت به عاملان فاجعه كربلا انجام داد، واكنش قهری دسـتـگـاه آفـریـنـش بـا سـتمگران، اجابت نفرین دل‌های سوخته خاندان ستمدیده پیامبر(صلی الله علیه و آله) و جوشش طبیعی احساسات در جامعه مسلمانان بود.
توفیق اعلم، دانشمند معاصر، درباره انتقام مختار می‌گوید: تـنـهـا بـرخـورد قاطع و خونباری كه در تاریخ از ملامت مصون مانده و عذر آن پذیرفته شده همین
كار عادلانه مختار است.



نوع مطلب : در محضر جناب مختار (رض)، 
برچسب ها :

دوشنبه 23 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10





نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها :

جمعه 20 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10

دومین قهرمانی متوالی پرسپولیس در

 جام حذفی بر عاشقان سرخ مبارک باد.

  پرسپولیس با غلبه چهار بر سه برابر تیم ملوان در مجموع دو فینال رفت و برگشت، قهرمان جام حذفی شد.

رقابت دو تیم در حالی امروز (جمعه) در ورزشگاه تختی انزلی برگزار شد که تیم ملوان با تک‌گل مهرداد اولادی در نیمه نخست، حریف سرخ‌پوش تهرانی را شکست داد، اما این پیروزی نیز نتوانست ملوانان را به چهارمین قهرمانی‌شان در جام حذفی برساند.

بازی رفت دو تیم با نتیجه چهار بر دو به نفع پرسپولیس در ورزشگاه آزادی تهران به پایان رسیده بود.

این دومین قهرمانی پرسپولیس با مربی‌گری علی دایی و سومین قهرمانی با مدیریت حبیب کاشانی در جام حذفی محسوب می‌شود.

پرسپولیس پیش از این چهار عنوان قهرمانی در کارنامه‌ داشت که با این قهرمانی به رکورد  پنج قهرمانی در جام حذفی رسید.





نوع مطلب : فوتبال، 
برچسب ها :

پنجشنبه 19 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10

تقدیم به خواهر ارجمندم فرناز خانم عزیز

که میدونم این شعر رو دوست داره....

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

یک شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

سلام دوستان

یک بنده خدایی (البته شاید هم بنده ی خدا نباشه!!) اومده بود

 برای من کامنت خصوصی گذاشته که اینکه من بعضی از خانم ها

را با لفظ ... خواهر ... خطاب مینمایم درست نیست و نصیحتم

 کرده که برم تحقیق کنم که ما در اسلام چنین چیزی نداریم.

(ناگفته نمونه که اون شخص از من خواسته بود که با توجه با

 نزدیکی ماه رمضان و شب قدر استغفار کنم و فکری به حال

 خودم کرده نت و وبلاگ رو کنار بگذارم!!!)

امیدوارم اون شخصی که خودش رو خیرخواه!!! معرفی کرده این

پاسخ من رو بخونه........انشالله.

اولا : اینکه گفته بودی ما در اسلام چنین چیزی نداریم کلام

 بیهوده ای هست.مثل اینکه تو خیلی هم اونطور که فکر میکنی

از اسلام سر در نمیاری.برای همین آیاتی از قرآن کریم برات

 مینویسم  تا روشن شوی.

إنما المؤمنون إخوة فأصلحوا بین أخویکم و اتقوا

 الله لعلکم ترحمون. (حجرات:10)

 

با توجه به این آیه مومنین برادر دینی هستند پس نتیجه گرفته میشود که

خواهر برادر دینی من خواهر دینی بنده نیز هست.

والمومنؤن و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و

ینهون عن المنکر و یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و یطیعون الله و

 رسوله اولئک سیرحمهم الله إن الله عزیز حکیم. (توبه: 71)

با توجه به این آیه هم مومنین و مومنات ولی ودوست و سرپرست

 هم معرفی شدند پس میبینیدایراد شما به هیچ وجه وارد نیست

 و این شمایید که باید در اسلام خودتان تجدید نظر کنید و تحقیق.

دوما : اینکه گفته بودی من نت و وبلاگ رو رها کنم آیا نت که علم

 روز هست بد میباشد؟؟؟اگر بد هست شما اینجا چکار میکنی

 اخوی؟؟؟!!

سوما : اینکه گفته بودی ماه رمضان نزدیک هست و شب قدر...

باید بدانی که من به علت بیماری از روزه گرفتن محروم هستم

 والبته این به شما هیچ ربطی ندارد که من عبادت خدا را

میکنم یا خیر.

آسوده باش ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران را برتو نخواهند نوشت

 

فردا روز تو در قبر خود میخوابی و بنده نیز بعد از120سال اگه

خدای نکرده به رحمت یزدانپیوستم!!!در قبرخودم میخوابم

 پس نگران نباش چون به سبب گناه من تو مجازات

 نمیشوی.

چهارما :حالا که بازار نصیحت داغ هست اجازه بده منم یه نصیحت

 کنم به شما...در مورد هرچیزی که میخواهی بر زبان بیاوری

 کمی فکر کن ابتدا تا نادان فرض نشوی.





نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها :

سه شنبه 17 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10

من نه آنم که در انظار مردم عیانم 

من آنم که پشت نقاب نهانم ...

علی 10

بن بست 

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود 

گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند 

 در راهِ هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

وقتی که قلبِ خون شده بشکست می رود

اول اگر چه با سخن از عشق آمده 


آخر خلاف آنچه که گفته ست می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند

 وقتی غبارِ معرکه بنشست می رود

اینجا کسی برایِ خودش حکم می دهد              

آن دیگری همیشه به پیوست می رود

وای از غرورِ تازه به دوران رسیده ای

وقتی میانِ طایفه ای پست می رود

هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ

بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

این لحظه ها که قیمتِ قدِ کمان ِ ماست

تیری ست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد ِ خود ساده می رسند  

اما مسیرِ جاده به بن بست می رود...





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

به همین مناسبت ابیاتی از رهبر کبیر انقلاب ذکر میشود...

از غم دوست در این میکده فریاد کشم

دادرس نیست که از هجر رخش داد کشم

داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست

که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم

عاشقم  عاشق روی تو نه چیز دگری

بار هجران وصالت به دل شاد کشم

در غمت ای گل وحشی من ای خسرو من

جور مجنون ببرم تیشه ی فرهاد کشم

سالها می گذرد حادثه ها می آید

انتظار فرج ار نیمه ی خرداد کشم

 

رهبر کبیر انقلاب

سید روح الله الخمینی الموسوی





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 11 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10

ای که برای همه خوبی...تک وتنها & تنها به تو می اندیشم...

ای معنای همه چیز....

 

 

دلم تا بی نهایت تنگ است...





نوع مطلب : حدیث عشق، 
برچسب ها :

سه شنبه 10 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10

البته این انشاء بوده نه املاء !!!

یانگوم جان !!!!





نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها :

یکشنبه 8 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10

باتشکر فراوان از کبری خانم عزیز بابت ارسال مطلب&

 

فرصتی نیست بگویم غم پنهانم را

می گذارم ببرد چشم تو ایمانم را

می گذارم ببرد باد اگر قدرت داشت

سمت گرمای تو این فصل زمستانم را

تا کجا شرح دهم عشق چه بر من آورد؟

تا کجا شرح دهم شوق فراوانم را

 

 

آه اگر جذبه ی خورشید تو را عاشق کرد

شعله ایی از تو مرا بس که دهم جانم را

بی تو در خواب زمستانی دستان همه

با چه آرام کنم لرزش دستانم را

وقت آن است بگردم همه جا را شاید

در تو پیدا بکنم نیمه پنهانم را...

 

 





نوع مطلب : لطف دوستان، 
برچسب ها :



( کل صفحات : 12 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
 
   

دنیای كد آهنگ پسر جهنمی


كد این آهنگ


انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس