مسیر دل
» باران باش و ببار و مپرس کاسه های خالی ازآن کیست «
درباره وبلاگ


بنگر ز جهان چه طرف بربستم ،هیـــــــچ
وز حاصل عمر چیست در دستم ،هیــــچ
شمع طربم ولی چو بنشستم ،هیــــــــچ
من جام جمم ولی چو بشکستم، هیـــچ

مدیر وبلاگ : علی10
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 25 آبان 1391 :: نویسنده : علی10

نمیدونم چی بنویسم ولی...

 خوشحالم که یه جایی مثل اینجا هست که آدم بتونه بدون خجالت و

براحتی حرفشو بزنه.

راستی شرمنده که قواعد فارسی رو تو این دل نوشته رعایت نمیکنم.

وقتی سال84 دانشگاه قبول شدم من و خانواده م خیلی خوشحال

 شدیم آخه فکر میکردیم در آینده قراره یه کار ه ای بشم واسه خودم

عجب خیال باطلی بود !!!

بعد اینکه لیسانس رو گرفتم شدم سرباز معلم دوسال بعدش مدارکم

همه تکمیل شده بودن، مدرک تحصیلی / پایان خدمت و ...

حالا وقتش بود که یه شغل مناسب گیرم بیاد هی روزگار

زمونه ی نامردیه... چند سالی پی کار گشتیم جاتون خالی کلی هم

آزمون دادیم تعریف از خود نباشه تو یکی دو آزمون نفر اول شدم در

سطح شهر ولی هیچی به هیچی البته ناگفته نمونه تا الانم جواب یه

سری آزمون هامون نیومده (میگن با پارتی اونایی رو که میخاستن بردن

ما بیچاره ها هم شغل مناسب بهمون دادن دیگه، انتظارررر)

زدیم تو شغل آزاد ولی بدن کشش نداشت کارگری کنم روز اول

بازوی چپم آسیب دید تا الانم خوب نشده گاه و بیگاهی درد داره/

با مدرک لیسانس شدم نگهبان یه خونه نوساخت یه بنده خدا

هنوزم یادمه چه شرجی هایی رو پشت سر گذاشتم چه شبهایی

که طلب .... از خدا میکردم.

یا زمستون سال گذشته همین وقتا بود که صاحب خونه یه نفر رو

میخاست در و پنجره ها و براش بشوره و تمیز کنه که من قبول کردم

انجام بدم، هوا از امسال خیلی سردتر بود اینجا یه شب تا ساعت 2

با آب سرد در و پنجره میشستم...آره مجبور بودم رفیق آخه روزا

گهگاهی کارگری هم میکردم...

نمیدونم چرا خواب خوش سهم ما شده... نمیدونم چرا درس خوندم

 نمیدونم برای چی زنده ام نمیدونم آینده ام چیه...

و چه انتظار بیجایی دارن از ما که میگن آدم باشیم از نوع خوبش

شاید نمیفهن معنی سنگینی نگاه های مردم رو وقتی روزی چندین

نفر ازت میپرسن پس درس ت چی شد؟ این همه درس خوندی اخرش

بیکاری؟

راستی مدرکت چی بود؟

احتمالا معنی این حقارت رو هم نمیفهمن که هر کس و ناکسی که

بهت میرسه میگه ببینم میتونی یه نامه بنویسی تا بدمش فلانی؟

قول بهت نمیدم ولی خب باش یه آشنایی دارم....

شاید نمیفهمن  شکستن قلب یه خانواده یعنی چی...

زندگی ام سیاه است ولی کمی تا قسمتی هنوز امیدوارم البته خیلی

کم... دست خودم نیست چکار میشه کرد.

اینو ننوشتم که دل کسی برام بلرزه یا آزار برسونم به قلب های مهربون

دلم گرفته خیلی وقته امشب اومدم اینو نوشتم .

(وَ نریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین)

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :



 
   

دنیای كد آهنگ پسر جهنمی


كد این آهنگ


انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس