مسیر دل بنگر ز جهان چه طرف بربستم ،هیـــــــچ وز حاصل عمر چیست در دستم ،هیــــچ شمع طربم ولی چو بنشستم ،هیــــــــچ من جام جمم ولی چو بشکستم، هیـــچ tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com 2020-03-30T02:03:09+01:00 mihanblog.com ( می خواهمت زیاد ) 2013-11-18T17:17:04+01:00 2013-11-18T17:17:04+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/198 علی10   ( می خواهمت زیاد ) بنام خدایی که مرا برده از یاد از دوریت آغاز شد ناله و فریاد کاش بمن شیدا نزدیکتر بودی شبم باتو بود وباتو میرسیدم به بامداد کنون که به غم هجر تو شدم گرفتار زاحوال خود خبر میدهمت بدست باد همین مرا بس است و کافیست گربدانی عاشقتم، دوستت دارم، می خواهمت زیاد. ***بیاد آنـــــکه بیـــاد مـــاســـت z*** &&&عــــلی 10&&&  

 

( می خواهمت زیاد )

بنام خدایی که مرا برده از یاد

از دوریت آغاز شد ناله و فریاد

کاش بمن شیدا نزدیکتر بودی

شبم باتو بود وباتو میرسیدم به بامداد

کنون که به غم هجر تو شدم گرفتار

زاحوال خود خبر میدهمت بدست باد

همین مرا بس است و کافیست گربدانی

عاشقتم، دوستت دارم، می خواهمت زیاد.

***بیاد آنـــــکه بیـــاد مـــاســـت z***

&&&عــــلی 10&&&

 

]]>
حــــســــیـــن عــ فریاد همیشه زنده ی تاریخ است... 2013-11-07T19:40:32+01:00 2013-11-07T19:40:32+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/197 علی10 فرا رسیدن محرم تسلیت باد بر عاشقان و شیفتگان حسینی و علوی علیهما السلام.

فرا رسیدن محرم تسلیت باد بر عاشقان و شیفتگان حسینی و علوی علیهما السلام.

]]>
عشق یعنی تا ابد رسوا شدن... 2013-03-21T13:14:57+01:00 2013-03-21T13:14:57+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/194 علی10 عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی شب نخفتن تا سحر  عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی دیده بر در دوختن  عشق یعنی از فراقش سوختن عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی لحظه های ناب ناب  عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی بنده فرمان شدن  عشق یعنی تا ابد رسوا شدن عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست عشق یعنی یک تیمم یک نماز  عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی یک تبسم یک نگاه  عشق یعنی

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

 عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی دیده بر در دوختن

 عشق یعنی از فراقش سوختن


عشق یعنی سر به در آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

 عشق یعنی لحظه های التهاب


عشق یعنی بنده فرمان شدن

 عشق یعنی تا ابد رسوا شدن

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست

عشق یعنی هر چه در دل آرزوست

عشق یعنی یک تیمم یک نماز

 عشق یعنی عالمی راز و نیاز


عشق یعنی یک تبسم یک نگاه

 عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه

عشق یعنی سوختن یا ساختن

 عشق یعنی زندگی را باختن


عشق یعنی همچو من شیدا شدن

 عشق یعنی قطره و در یا شدن

عشق یعنی پیش محبوبت بمیر

 عشق یعنی از رضایش عمر گیر

عشق یعنی زندگی را بندگی

 عشق یعنی بندگی آزادگی

 

]]>
ســـــال نــــو مـــــبـــــــارکـــــــــ 2013-03-19T07:41:56+01:00 2013-03-19T07:41:56+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/193 علی10 آرزویم همه اینست ... نرود دلخوشی از عمق وجودت هرگز.  

آرزویم همه اینست ...

نرود دلخوشی از عمق وجودت هرگز.

 

]]>
ای وای زمحرومی دیدار و دگر هیچ... 2013-03-19T06:30:27+01:00 2013-03-19T06:30:27+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/192 علی10 ماییم و شب تار و غم یار و دگر هـیـچ صبر کم و تنهایی بسیار و دگر هیچ بر لوح مزارم بنویسید پس از مرگ ای وای زمحرومی دیدار و دگر هیچ  

ماییم و شب تار و غم یار و دگر هـیـچ

صبر کم و تنهایی بسیار و دگر هیچ

بر لوح مزارم بنویسید پس از مرگ

ای وای زمحرومی دیدار و دگر هیچ

 

]]>
گریزی بر سریال زمانه 2013-02-22T18:26:57+01:00 2013-02-22T18:26:57+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/191 علی10 سریالی که چندین شبی میهمان خانه هایمان بود  و در همان قسمت آغازینش  با خیانت شروع شد؛ جایی که آشکار شد برادر کشی رخ داده است.البته دست عوامل تهیه کننده درد نکند بالاخره آنها هم تلاش خود را کرده بودند و این راهم اضافه کنم که قصد نقد سریال راندارم ولی نکاتی به ذهنم رسیده که بد ندیدم دوستان نیز آنها را بخوانند. اولین نکته ای که به شدت در این سریال خودنمایی میکرد زندگی مرفه طبقه ی خاص از هموطنان بود با خانه ها و ماشین های میلیاردی آن هم در این آشفته  بازار!(به قول دوستی

سریالی که چندین شبی میهمان خانه هایمان بود  و در همان قسمت آغازینش

 با خیانت شروع شد؛ جایی که آشکار شد برادر کشی رخ داده است.البته دست

عوامل تهیه کننده درد نکند بالاخره آنها هم تلاش خود را کرده بودند و این راهم

اضافه کنم که قصد نقد سریال راندارم ولی نکاتی به ذهنم رسیده که بد ندیدم

دوستان نیز آنها را بخوانند.

اولین نکته ای که به شدت در این سریال خودنمایی میکرد زندگی مرفه طبقه ی

خاص از هموطنان بود با خانه ها و ماشین های میلیاردی آن هم در این آشفته

 بازار!(به قول دوستی ما بیچاره ها هنوز نمیدونیم میلیارد چندتا صفر داره)

راستش را بخواهید من یکی که هنوز حتی یکبار نشستن روی مبل را تجربه

نکردم و نمیدانم چه لذتی دارد با دیدن اینجور زندگی ها خیلی حسرت خوردم

وبارها از ته دل آه کشیدم که کاش مانیز کمی مکنت داشتیم ولااقل میتوانستیم

یک موتور سیکلت آن هم دست دوم بخریم تا عصای دستمان باشد ولی...

دوم نکته ای که شاهد آن بودیم تحمیل بار غم و اندوه به جامعه ی نچندان شاد

ما بود که اگر فیلم چندمیگیری گریه کنی را کنار بگذاریم سریال زمانه با

چهار مرگ و فاتحه رکوردجدیدی ثبت کرد(مرگ پدر بهزاد/مادرزن اول

بهزاد/عموی بهزاد و شوهر زن سابق بهزاد!)

البته جناب دکتر را در امریکا به خاک تحویل دادند! ماهم احساساتی با هر

 تشیع جنازه یاد رفتگان خومان می افتادیم و...

 نکته ی دیگر وقوع چند ازدواج بود که در این بین ارغوان با سه بار شوهر

کردن آن هم در یک سریال بازهم رکورد ثبت فرمود در حالی که به قول

خودش سی سال هم نداشت...

از سایر نکات هم میتوان به دامادسرخانه بودن؛هتک حرمت بزرگتر؛فریبکاری

و ....اشاره کرد البته از این نکته نباید بگذریم که بهزاد و دکتر و نیکخواه که

با ارغوان ازدواج کردند همگی به نوعی به همکار خود علاقمند شدند البته

همیشه اینطور نیست ولی خب آدمیزاد است دیگر!( عاقلان را اشاره ای بس

است ؛فهمیدی منظور را؟؟؟!!)

قسمت پایانی هم طبق معمول سایر سریالها همه چیز آرام شد و همه چقدر

 خوشحال بودند هرچند به نسبت؛ هندی بازی کم شده بود قدری.

البته آخرش معلوم نشد که فریبکاران به سزایی رسیدند یا که به قول شاعر

...دیناری بده پنهان ... خود را وا رهان....

در پایان هم این را بگویم که به وضوح دیدیم عشق و راستگویی فدای مصلحت

شد؛

و دیگر هیــــــــچ!!!

راستی نظر شما چیست؟

 

]]>
حــدیـــــث دوســــت 2013-01-11T12:04:26+01:00 2013-01-11T12:04:26+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/190 علی10 ]]> از بخت بدم.آینه فروش شهر كوران شده ام! 2013-01-07T16:58:17+01:00 2013-01-07T16:58:17+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/189 علی10   به که پیغام دهم ؟ به شباهنگ که شب مانده به راه ؟ یا به اندوه کلاغان سیاه ، به پرستو که سفر میکند از سردی فصل ؟ یا به مرغان نکوچیده ی شهر ؟ به که پیغام دهم که به یادت هستم ؟    

 

به که پیغام دهم ؟

به شباهنگ که شب مانده به راه ؟

یا به اندوه کلاغان سیاه ،

به پرستو که سفر میکند از سردی فصل ؟

یا به مرغان نکوچیده ی شهر ؟

به که پیغام دهم که به یادت هستم ؟

 

 

]]>
اربعین حسینی تسلیت. 2013-01-02T20:57:09+01:00 2013-01-02T20:57:09+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/188 علی10   یک اربعین برای تو حیران شدم حسین مانند گیسوی تو پریشان شدم حسین با چند قطره اشک دل من سبک نشد ابری شدم به پای تو باران شدم حسین زلفی اگر که ماند برای تو پیر شد در اول بهار زمستان شدم حسین کوفه به کوفه کوچه به کوچه گذر گذر قاری شدی مفسر قرآن شدم حسین دیدی چگونه آخر عمری دلم شکست دیدی چگونه پاره گریبان شدم حسین...  

 

یک اربعین برای تو حیران شدم حسین

مانند گیسوی تو پریشان شدم حسین

با چند قطره اشک دل من سبک نشد

ابری شدم به پای تو باران شدم حسین

زلفی اگر که ماند برای تو پیر شد

در اول بهار زمستان شدم حسین

کوفه به کوفه کوچه به کوچه گذر گذر

قاری شدی مفسر قرآن شدم حسین

دیدی چگونه آخر عمری دلم شکست

دیدی چگونه پاره گریبان شدم حسین...

 

]]>
فراموشی ودیگر هیچ! 2012-12-29T17:06:25+01:00 2012-12-29T17:06:25+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/187 علی10 شهداااااااااااء شرمنده ایــــم!!! این فصل را با من بخوان باقی فسانه است این فصل را بسیار خوانده ام عاشقانه است...       شهداااااااااااء شرمنده ایــــم!!!

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است

این فصل را بسیار خوانده ام عاشقانه است...

 

 

 

]]>
حدیث دوست 2012-12-20T18:47:52+01:00 2012-12-20T18:47:52+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/186 علی10      , عاشقانه ی نیک , یادم می آید روزی آغوشت را بسویم گشودی ودروازه ی قلبت را  بسویم باز کردی و من با قلبی پر از عشق و احساس واردمجمع الجزایر  قلب تو شدم. روزها میگذشتند و من بودنت را احساس میکردم ، اما گمان نمیکردم روزی دقیقه ها و ثانیه هایم بی تو سپری شود.... ای رویای شبانه ام ...  دلم میخواهد وقتی باغ ها بیدارند برایت بنویسم و تو نامه هایم را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی. بیا در چشمان باران خورده ی من بنشین... من خویشاوند یاسم ، بر  

 

 , عاشقانه ی نیک ,

یادم می آید روزی آغوشت را بسویم گشودی ودروازه ی قلبت را

 بسویم باز کردی و من با قلبی پر از عشق و احساس واردمجمع الجزایر

 قلب تو شدم.

روزها میگذشتند و من بودنت را احساس میکردم ، اما گمان

نمیکردم روزی دقیقه ها و ثانیه هایم بی تو سپری شود....

ای رویای شبانه ام ...

 دلم میخواهد وقتی باغ ها بیدارند برایت بنویسم و تو نامه هایم

را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی.

بیا در چشمان باران خورده ی من بنشین...

من خویشاوند یاسم ، برادرزاده ی بهار و از حرارت عشق تو

 چون شعله های سرکش آتش فروزان می سوزم...

 میترسم دنیا به پایان برسد و من در چشمان تو جایی نداشته

باشم .

نگاهم کن تا مثل صبح نورانی شوم ...

 

(به مناسبت شب یلدا، این متن ادبی را به یلدا خانم تقدیم میکنم ،

 کسی که عشق را با او شناختم گرچه خوشی هایمان نه طولی کشید

 و نه سرانجامی داشت. هرچند مطمنم که او این متن را نخواهد خواند

 ولی با این وجود تقدیمش میکنم و برایش آرزوی سلامت و

شاد کامی میکنم.)

 

]]>
... 2012-11-26T17:09:46+01:00 2012-11-26T17:09:46+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/185 علی10 خداااااااااااااایا ... آرزویم اینست که هیچ وقت نرود از یادم یاد حسین (ع)...   خداااااااااااااایا ...

آرزویم اینست که هیچ وقت نرود از یادم یاد حسین (ع)...

 

]]>
تـــــــو چه میفهمی معنی درد را... 2012-11-15T17:19:49+01:00 2012-11-15T17:19:49+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/184 علی10 نمیدونم چی بنویسم ولی...  خوشحالم که یه جایی مثل اینجا هست که آدم بتونه بدون خجالت و براحتی حرفشو بزنه. راستی شرمنده که قواعد فارسی رو تو این دل نوشته رعایت نمیکنم. وقتی سال84 دانشگاه قبول شدم من و خانواده م خیلی خوشحال  شدیم آخه فکر میکردیم در آینده قراره یه کار ه ای بشم واسه خودم عجب خیال باطلی بود !!! بعد اینکه لیسانس رو گرفتم شدم سرباز معلم دوسال بعدش مدارکم همه تکمیل شده بودن، مدرک تحصیلی / پایان خدمت و ... حالا وقتش بود که یه شغل مناسب گیرم بیاد هی روزگار زمونه ی نامردی نمیدونم چی بنویسم ولی...

 خوشحالم که یه جایی مثل اینجا هست که آدم بتونه بدون خجالت و

براحتی حرفشو بزنه.

راستی شرمنده که قواعد فارسی رو تو این دل نوشته رعایت نمیکنم.

وقتی سال84 دانشگاه قبول شدم من و خانواده م خیلی خوشحال

 شدیم آخه فکر میکردیم در آینده قراره یه کار ه ای بشم واسه خودم

عجب خیال باطلی بود !!!

بعد اینکه لیسانس رو گرفتم شدم سرباز معلم دوسال بعدش مدارکم

همه تکمیل شده بودن، مدرک تحصیلی / پایان خدمت و ...

حالا وقتش بود که یه شغل مناسب گیرم بیاد هی روزگار

زمونه ی نامردیه... چند سالی پی کار گشتیم جاتون خالی کلی هم

آزمون دادیم تعریف از خود نباشه تو یکی دو آزمون نفر اول شدم در

سطح شهر ولی هیچی به هیچی البته ناگفته نمونه تا الانم جواب یه

سری آزمون هامون نیومده (میگن با پارتی اونایی رو که میخاستن بردن

ما بیچاره ها هم شغل مناسب بهمون دادن دیگه، انتظارررر)

زدیم تو شغل آزاد ولی بدن کشش نداشت کارگری کنم روز اول

بازوی چپم آسیب دید تا الانم خوب نشده گاه و بیگاهی درد داره/

با مدرک لیسانس شدم نگهبان یه خونه نوساخت یه بنده خدا

هنوزم یادمه چه شرجی هایی رو پشت سر گذاشتم چه شبهایی

که طلب .... از خدا میکردم.

یا زمستون سال گذشته همین وقتا بود که صاحب خونه یه نفر رو

میخاست در و پنجره ها و براش بشوره و تمیز کنه که من قبول کردم

انجام بدم، هوا از امسال خیلی سردتر بود اینجا یه شب تا ساعت 2

با آب سرد در و پنجره میشستم...آره مجبور بودم رفیق آخه روزا

گهگاهی کارگری هم میکردم...

نمیدونم چرا خواب خوش سهم ما شده... نمیدونم چرا درس خوندم

 نمیدونم برای چی زنده ام نمیدونم آینده ام چیه...

و چه انتظار بیجایی دارن از ما که میگن آدم باشیم از نوع خوبش

شاید نمیفهن معنی سنگینی نگاه های مردم رو وقتی روزی چندین

نفر ازت میپرسن پس درس ت چی شد؟ این همه درس خوندی اخرش

بیکاری؟

راستی مدرکت چی بود؟

احتمالا معنی این حقارت رو هم نمیفهمن که هر کس و ناکسی که

بهت میرسه میگه ببینم میتونی یه نامه بنویسی تا بدمش فلانی؟

قول بهت نمیدم ولی خب باش یه آشنایی دارم....

شاید نمیفهمن  شکستن قلب یه خانواده یعنی چی...

زندگی ام سیاه است ولی کمی تا قسمتی هنوز امیدوارم البته خیلی

کم... دست خودم نیست چکار میشه کرد.

اینو ننوشتم که دل کسی برام بلرزه یا آزار برسونم به قلب های مهربون

دلم گرفته خیلی وقته امشب اومدم اینو نوشتم .

(وَ نریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین)

 

 

]]>
عید غدیـــر فرخنده باد 2012-11-02T11:28:55+01:00 2012-11-02T11:28:55+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/183 علی10 دیده بگشا بر ستم،دراین فریبستان علــــــی   دیده بگشا بر ستم،دراین فریبستان علــــــی

 

]]>
اوج بد شانسی 2012-10-20T11:07:02+01:00 2012-10-20T11:07:02+01:00 tag:http://vadiyedarang.mihanblog.com/post/182 علی10 ایـــــن از منــــــم بدشانس تـــــره!!!   ایـــــن از منــــــم بدشانس تـــــره!!!

 

]]>