مسیر دل
» باران باش و ببار و مپرس کاسه های خالی ازآن کیست «
درباره وبلاگ


بنگر ز جهان چه طرف بربستم ،هیـــــــچ
وز حاصل عمر چیست در دستم ،هیــــچ
شمع طربم ولی چو بنشستم ،هیــــــــچ
من جام جمم ولی چو بشکستم، هیـــچ

مدیر وبلاگ : علی10
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 2 تیر 1391 :: نویسنده : علی10

 

آی آدم‌ها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانید!

یك نفر در آب دارد می‌سپارد جان.

یك نفر دارد كه دست و پای دائم می‌زند،

روی این دریای تند و تیره و سنگین كه می‌دانید.

آن زمان كه مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،

آن زمان كه پیش خود بیهوده پندارید،

كه گرفتستید دست ناتوان را

تا توانی بهتر را پدید آرید،

آن زمان كه تنگ می‌بندید،

بر كمرهاتان كمربند،

در چه هنگامی بگویم من؟

یك نفر در آب، دارد می‌كند بیهوده جان قربان!

آی آدم‌ها كه بر ساحل بساط دلگشا دارید!

نان به سفره، جامه‌تان بر تن؛

یك نفر در آب می‌خواند شما را.

موج سنگین را به دست خسته می‌كوبد،

باز می‌دارد دهان، با چشم از وحشت دریده،

سایه‌‌هاتان را ز راه دور دیده،

آب را بلعیده در گود كبود و هر زمان بی‌تا بیش افزون،

می‌كند زین آب‌ها بیرون،

گاه سر، گه پا.

ای آدم‌ها!

او ز راه دور این كهنه جهان را باز می‌پاید،

می‌زند فریاد و امید كمك دارد؛

آی آدم‌ها كه روی ساحل آرام در كار تماشایید!

موج می‌كوبد به روی ساحل خاموش،

پخش می‌گردد چنان مستی به جا افتاده بس مدهوش،

می‌رود نعره‌زنان. وین بانگ از دور می‌آید:

ـ «آی آدم‌ها»...

و صدای باد، هر دم دلگزاتر،

در صدای باد، بانگ او رهاتر،

از میان آب‌های دور و نزدیك

باز در گوش آید این نداها.

ـ «آی آدم‌ها»...

 





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

پنجشنبه 11 اسفند 1390 :: نویسنده : علی10

دریای معـرفت

از بند شیطان دلت را آزاد کن

وز کنج سینه عشق را فریاد کن

بیا ای دوست شیعه ی علی باش

از کلام مولا ویرانه ی دل آباد کن

علی کیست؟ شاه شاهان دوجهان

بهر معرفت اورا آینه ی امداد کن

زمولای عادل ،یار بی مثیل احمد

دریای معرفت، قرآن ناطق یاد کن

بیاموز اخلاص عمل از شیر خدا

چو وی به مهربانی، یتیمان را شاد کن

گر خود را محب مولا پنداری

با خلق خدا رفتار به عدل و داد کن.

 

علی10





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

جمعه 27 آبان 1390 :: نویسنده : علی10

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سرهرکوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم
کاین تابناک چیست که متاعی گرانبهاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت
این اشک دیده من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که دِه خرد و ملک رهزن است
آن پادشا که مال رعیت خورد گداست
بر قطره سرشت یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین , به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آنچنان کسی که نرنجد از حرف راست





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

یکشنبه 15 آبان 1390 :: نویسنده : علی10

» دعایت میکنم که عاشق بشوی «

من منم ...

رفیق ابر

از جنس باران

ساکن کوی عشق

همسایه ی گل

شبیه هیچ کس نیستم  &

من منم ...

مغرور و همچو سروم استوار

گرچه دیریست کهنه زخمی میدهد آزارم

محبت و صمیمیت ولی مهمان دل منست &

من منم ...

بهار روبه پاییز

شبگرد کوچه های بی کسی

زتنهایی و ظلم روزگار

سر میدهم آوازی زسوز جگر

که آهای آنکه مارا زعشق تهی میخواستی

دعایت میکنم که عاشق بشوی ...

علی // پاییز 1390

 





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

شنبه 15 مرداد 1390 :: نویسنده : علی10

 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

پنجشنبه 6 مرداد 1390 :: نویسنده : علی10

به نام آنکس که معنی مهربانی است @@@

 

باز تنها شدم

اما نه ، تنها نیستم

قلم و کاغذ و خیال تو هم هستند

گویی قلم میل گردش دارد روی صفحه بی رنگ کاغذ

خیالت چه زیبا و بی گناه

در گوشه ای از ذهن پریشانم منزل اختیار نموده

دستم بی اراده قلم را به آغوش میکشد

باید حرفی گفت ، چیزی نوشت

صفحه ی بی ریا هم چشم انتظارست

قلم گردش را آغاز میکند

دارد از رویای حضورت میگوید

چه با شکوه است تورا در آغوش کشیدن

حتی برای لحظه ایی

چه زیباست با تو سخن گفتن

چه آرام بخش است به مهربانیت اندیشیدن

هنوز هم همراه خیالت

جاده ی انتظار را قدم میزنم

شاید عابری بحال تنهایی ام دلش بسوزد

 ومرا از آشوب و آشفتگی برهاند

نه ،نه ،نه...باز دیر کردم

نمیدانم سرعت روزگار میل رسیدن به چه هدفی دارد؟

خیالت بی خبر ، ذهن ملولم را ترک گفته

صفحه ی سپید اکنون مالامال حضورتوست

قلم هم گویی دگر نای رفتن ندارد...

من هرگز با خداحافظی رابطه ی خوبی نداشتم

برای همین است که وقتی غم به مهمانی قلبم آمد

استفاده ی سو کرد از این اخلاقم و

برای همیشه قلبم را مسکن خود اختیار نمود

برخلاف میل باید عمل کرد

آری...

هنگام دل کندن است

پروردگارا !

به فریاد برس ای فریادرس بی کسان.

علی 10 





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

چهارشنبه 15 تیر 1390 :: نویسنده : علی10

(دلم جز مهر مه رویان طریقی برنمیگیرد

ز هر در میدهم پندش و لیکن در نمیگیرد)

 

سلام ای دوست

سلام ای دوست

احوالت آیا نکوست؟

بگو بدانم شکر کردگار

بروفق مرادست روزگار؟

چندی زحالت بی خبرم

اخبارت کم شده زدفترم

دفترم بی حضورت سپیدست

بی تو قلم هم نمی جنبد،ناامیدست

گر میپرسی زاحوال من

چه بگویم نمانده سخن

روی زرد وحال نزار،ضعیفست تنم

خود نیز غافل از احوال خویشتنم

دلم از انتظار غمگین است

غم با من نبودنت سنگین است

دوریت ای دوست مایه ی ملال است

گرباتو نباشم مردنم حلال است...

علی10





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

پنجشنبه 19 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10

تقدیم به خواهر ارجمندم فرناز خانم عزیز

که میدونم این شعر رو دوست داره....

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

یک شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

سه شنبه 17 خرداد 1390 :: نویسنده : علی10

من نه آنم که در انظار مردم عیانم 

من آنم که پشت نقاب نهانم ...

علی 10

بن بست 

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود 

گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند 

 در راهِ هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

وقتی که قلبِ خون شده بشکست می رود

اول اگر چه با سخن از عشق آمده 


آخر خلاف آنچه که گفته ست می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند

 وقتی غبارِ معرکه بنشست می رود

اینجا کسی برایِ خودش حکم می دهد              

آن دیگری همیشه به پیوست می رود

وای از غرورِ تازه به دوران رسیده ای

وقتی میانِ طایفه ای پست می رود

هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ

بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

این لحظه ها که قیمتِ قدِ کمان ِ ماست

تیری ست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد ِ خود ساده می رسند  

اما مسیرِ جاده به بن بست می رود...





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

جمعه 30 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی10

بازیچه ی دست یار بودن عشق است

            در پنجه ی غم شکار بودن عشق است

 

 

                             در محکمه ای که یار باشد قاضی

                                           محکوم طناب دار بودن عشق است.





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی10

 

تمام ناتمام من با تو تمام میشود

 

شاعر بی نام و نشان صاحب نام میشود

 

تمام من بنام تو شعر دوباره میشود

 

بند سكوت كهنه ام چهار پاره میشود.

 

 

 پرسیدمش زچه رو چنین خوار شدیم

 

بی مایه ترین متاع بازار شدیم

 

 گفتا سر شب دزد زد خانه ما

 

ما ساعت هشت صبح خبردار شدیم...

 





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

جمعه 23 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی10

بنگر ز جهان چه طرف بربستم & هیچ


وز حاصل عمر چیست در دستم & هیچ


شمع طربم ولی چو بنشستم & هیچ


من جام جمم ولی چو بشكستم& هیچ





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

پنجشنبه 19 اسفند 1389 :: نویسنده : علی10

با توام ای دوست

باز صدایی می شنوم از دوردست ها

گویی نام مرا نجوا میكند

آشنا بنظر می رسد گرچه

غریبه است

نمی دانم چرا ولی

حسی مبهم به من می گوید:

كه او همان است

همان رهاننده از درد

همان گرمابخش دستان سرد...

این حس را باور میكنم من

چون با خویشتن خویش آشنایم

آن دم كه چنین میشود حالتم

عشق را و معنی عشق را باور میكنم

صدا باز می گوید:

ای دوست نمی دهی جوابم را؟

 یا كه دادی و من نشنیدم

 ای دوست من با تو هستم

دست و پایم گم می شود / چه ساده

از خود بیخود شده ام گویی

می دانم چرا/ این حس را خوب میشناسم

وای بر من / وای برمن

باز من عاشق و دیوانه و مستم.

 

علی 10

 





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

جمعه 22 بهمن 1389 :: نویسنده : علی10

 

55qq0vq6tpn4h9facpy.jpg

بگذار سر به سینه ی من تاکه بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شایدکه بیش ازاین نپسندی به کار

عشق

آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست عشق کدام است غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمری ست در هوای تو از آشیان جداست

بگذار تا ببو سمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی گرمتر بتا
ب



فریدون مشیری





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :

دوشنبه 18 بهمن 1389 :: نویسنده : علی10

خاک خونین

چون قدم بر خاک خونین داشتی
بذر غیرت در زمین می‌کاشتی
زهر عشق حق به حمد آمیختی
در رکوعت می به ساغر ریختی
قبله ی تو عشق و مستی، قتلگاه
این مشایخ قبله‌هاشان بر گناه
گویمت از هفت رنگان مو به مو
خرقه پوشان دغل کار دو رو
سجده بر پست و ریاست می کنیم
با خدا هم ما سیاست می کنیم

کو نشانی که شما اهل دلید
جملگی تان بر نماز باطلید
می چکد شک بر سر سجاده‌ها
وای از روزی که افتد پرده‌ها
ما خدایان زیادی ساختیم
مال مردم را به خود پرداختیم

شیر حق برخیز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد
کاخ‌ها گردیده مسجد ، سرفراز
صد رکعت تزویر دارد هر نماز
سجده در مسجد حسینا مشکل است
این بنا از دل نباشد، از گل است

این خصان با مال مردم زند‌ه اند
جملگی اندر نماز و سجده‌اند
دم ز راه و رسم سلمان می زنیم
لاف اسلام و مسلمان می زنیم
کاشکی از نسل سلمان می شدیم
لحظه ای یک دم مسلمان می شدیم.

شاعر: مهدی شریفی
خواننده: علیرضا عصار





نوع مطلب : شعرو ترانه، 
برچسب ها :



( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
   

دنیای كد آهنگ پسر جهنمی


كد این آهنگ


انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس